0
359
1398/04/03

تفاوت کودکان حال و گذشته

چگونه فرزندانی کارامد پرورش دهیم؟




تا سالیانی پیش که خیلی هم دور نیست اغلب خانواده های ایرانی سعی می کردن از اوقات فراغتی که در تابستان پیش روی فرزندان شون هست استفاده کنند و اونها رو به یادگیری هنر و حرفه ای وا دارن.

خواننده هایی که دهه های 60 و 70 رو به یاد میارن، یادشونه که تابستون پسر بچه های هر محله ای در خونه شون یه جعبه کارتونی بود و روش پر بود از فرفره و شکلات و ادامس. هر چند چیزی از اونها معمولا فروش نمی رفت و اندک هزینه فروش هم معلوم نبود چی می شد، ولی همین همت و تلاش بچه ها برای تهیه اقلام و فروشش و دور هم جمع شدن ها و گاها برنامه ریزی های گروهی برای خرید و فروش باعث می شد روحیه کسب و کار از همون بچگی تو ضمیر ناخوداگاه بچه ها شکل بگیره.
بچه ها که کم کم بزرگ تر می شدن روال عوض می شد، پسر ها تعطیلات تابستون رو می رفتن دم مغازه بقالی، خرازی، پارچه فروشی و شاگردی می کردن، گاهی هم می رفتن نجاری و مکانیکی و هنری یاد می گرفتن، دخترها هم که به دنبال خیاطی و گلدوزی و ...
بیشتر ماها سطور گذشته رو یادمون میاد.

این مدل تربیتی سالهاست که با ورود تکنولوژی و انواع و اقسام کلاس های رنگارنگ و گاها بی نتیجه و موبایل و کامپیوتر و ... که معمولا هم جزو دیسیپلین و کلاس خانوادگی به شمار میره، به فراموشی سپرده شده و کسی دیگه اصلا این کارها رو انجام نمی ده و حتی شاید بی کلاسی و به دور از شان و شانیت خانوادگی هم به حساب بره.

(صد البته که استثنائاتی هم وجود داره و خانواده هایی هم هستن که روش درست تربیتی رو در پیش گرفتن. اما مد نظر ما عموم جامعه هست.)

نتیجه روال تربیتی فعلی شده اوقات فراغت های کلافه کننده و بیکاری ها و سر رفتن حوصله های و به تبعش انحرافات و فساد و ... که روز به روز متنوع تر و زیاد تر هم می شه.
اما وقتی از بچگی فکر و ذهن بچه ها رو خرید و فروش و کسب درامد و یادگیری هنر می گذره، بچه ها در کنار همه اینها خیلی مهارت ها رو یاد می گیرن که در اینده، در انتخاب رشته شون، در تعیین علاقه مندی هاشون، در کسب مهارت نه گفتن و شجاعت در انتخاب مسیرشون و ... به شدت به دردشون می خوره و به کارشون میاد.

در بررسی های انجام شده مشخص شده که بزرگترین سرمایه دارها و صاحبان کارخانه و تکنولوژی های بزرگ تا قبل از سن 25 سالگی چند شکست مالی رو تجربه کردن. این یعنی اون افراد از ابتدا دنیال کسب هنر و سرمایه بودن و معاملات و ریسک هایی کردن که در سن 25 سالگی چند تا شکست مالی بزرگ رو تجربه کردن و تازه با دنیایی از تجربه شروع کردن به راه اندازی یک سرمایه گذاری با کسب و کار موفق. و در عموم جامعه ما مشاهده می شه که یک پسر 25 ساله تحصیل کرده و گاها سربازی نرفته با صفر ساعت تجربه تازه می خواد وارد بازار کار بشه.
این در حالیه که این روال تربیتی که افراد سرمایه ساز و سرمایه گذار و مدیر و صنعتگر رو می سازه سال هایی که خیلی دور هم نیست در جامعه ایرانی ما در حال اجرا بوده و کم کم یا با سیاست گذاری یا بدون سیاست گذاری کاملا به فراموشی سپرده شده.
ادامه دارد...

منابع :مدیر سایت

آدرس کوتاه

نظرات ( 0 نظر)
ثبت نظر
Captcha

اگر کد خوانا نیست یک بار روی آن کلیک کنید.