0
2734
1394/01/30

نقش اولیا در تشویق و تنبیه دانش اموزان

برای اینکه انسان استعدادهایی را که در اطرافیان وجود دارد، شکوفا سازد، باید از نیرویی برای پیشبرد اهدافش بهره ببرد که همتن قدرشناسی و تشویق است. در بعد تربیتی دانش اموزیان، مفهومی به نام تحسین و تشویق بیشتر از مفاهیم دیگر خودنمایی می کند و کاربرد فراوان دارد. همواره دانش اموزان مخصوصا کودکان از تشویق کردن خوششان می اید و باید به این نکته توجه کنیم که تحسین کردن در مقایسه با تنبیه و تحقیر نتایج بهتری به بار می اورد. ما معمولا به رفتارهای اشتباه دانش اموزان بیشتر توجه می کنیم و به ان دامن می زنیم بدون اینکه رفتارهای خوب انان را تقویت و تشویق کنیم.
دانش اموزان وقتی در حالت عادی با هم اند، اگر رفتارشان را نظاره کنیم با یکدیگر رفتار خوبی دارند و کسی نیست که ان لحظه انها را تشویق و به ادامه رفتار خوب ترغیب کند؛ ولی اگر برخوردی بین انان پیش اید وارد دعوای انان شده شروع به امر و نهی یا در واقع تنبیه می کنیم و این ضعیف ترین شیوه برخورد است. ما باید به رفتارهای انان قبل ار کشمکش توجه می کردیم و این ماییم که با بی توجهی رفتارهای غلط را کاهش یا افزایش می دهیم.
در امر تنبیه کودکان به نکاتی باید توجه کرد که اهم انها بدین قرارند:
1. قبل از اعمال تنبیه باید ریشه و علت را کشف کرد، تا با از میان بردن آن از تکرار تخلف جلوگیری به عمل آید. همچنین باید کودک از علت تنبیه اگاه شود تا در او جس بدبینی و عدم اعتماد پیدا نشود.
2. تنبیه باید به عنوان اخرین روش تربیتی مورد استفاده قرار بگیرد.
3. تنبیه بدنی کودک، کاری بسیار حساس است. مربی در تنبیه کودک باید فوق العاده دقیق و محتاط باشد به همین جهت به اولیا و مربیان توصیه می شود تاانجا که ممکن است به تنبیه بدنی متوسل نشوند.
4. در همه حال باید سعی شود که تنبیه در حضور جمع، مخصوصا در مقابل دوستان کودک، اعمال نشود؛ زیرا موجب افراط در رنجانددن کودک و سبب پدیدآیی حالت گستاخی در کودک می گردد.
5. معلم نباید به هیچ وجه امر تنبیه را به دانش اموزان دیگر محول نماید که این امر در روان کودک و همچنین در روابط میان دانش اموزان اثر ناروا و زیان بخش به جای می گذارد.
6. باید عمل بد کودک نکوهش شود نه اینکه شخصیت او از همه جهات مورد تحقیر واقع گردد. برای مثال اگر کودک کاری ناشایست انجام داده است باید گفت: این کار تو نادرست است نه اینکه تو فرد نادرستی هستی.
7. از جمله خطاهای تربیتی، تنبیه به صورت مضاعف است؛ یعنی هم کتک زدن در کار باشد و هم طعنه و نیشخند.
8. تنبیه ها لازم نیست همیشه زبانی باشد؛ گاهی یک نگاه ملامت بار، بی اعتمایی و ... می تواند برای طفل اموزنده و سازنده باشد.
9. نباید در تنبیه زیاده روی کرد چون در اثر تکرار و زیاده روی اثر خود را از دست می دهد.
10. اگر کودک فلج یا ناقص العضو خطایی مرتکب شد نباید علاوه بر تنبیه نقص عضو او را به رخش کشید چون این گونه ملالت ها موجب نابهنجاری روانی کودک می گردد.
11. در مقام تنبیه به رخ کشیدن خوبی های همسالان کودکغالبا نمی تواند نتیجه ای مفید در بر داشته باشد زیرا در بیشتر موارد چنین عملی موجب تحریک حس حسادت کودک نسبت به همسالان خود می شود.
12. در تنبیه سعی شود در اظهار عیب متخلف از صراحت در بیان خودداری گردد و حتی الامکان از روش تعریض و کنایه استفاده شود.
13. تنبیه باید در مورد تخلف مشخص انجام گیرد، تا کودک بتواند علت تنبیه را درک نماید و در موارد دیگر از ان دوری کند.
14. در مقام تنبیه باید اوضاع روحی و شرایط و احوال و مشکلات خانوادگی کودک را در نظر گرفت.
15. معلم نباید برای تفهیم درس از حربه ترساندن بچه ها استفاده نماید زیرا ترس که خود می تواند یک نوع روش تنبیه محسوب شود اشکالاتی در امر یادگیری ایجاد می کند. در تقویت منفی عدم حضور یا فقدان محرک موجب تقویت می گردد. وقتی که والدین فرزندشان را به دلیل اینکه به کودکی کوچک تر از خودش کمک کرده نشویق می کنند یا به دلیل هر نمره 20 که در مدرسه گرفته به او مقداری پول می دهند یا وقتی که اجازه می دهند به دلیل اینکه کاری را به انجام رسانیده شب کمی دیرتر از معمول بخوابد در واقع تقویت مثبت به کار برده اند. تقویت کننده ها ممکن است اجتماعی (تشویق و محبت) یا غیر اجتماعی (چیزهای ملموس، امتیازات خاص) باشند. تاثیرات تقویت های اجتماعی مانند تشویق تا حدودی بستگی به رابطه کودک یا بزرگسال دارد.
تشویق معمولا از طرف والدینی که رابطه گرم و پذیرا با کودک دارند موثر تر از تشویق از طرف والدینی است که سرد و بی اعتنا هستند. البته گاهی تشویق از طرف والدین سرد و بی اعتنا ممکن است برای کودک اهمیت خاص داشته باشد، چون به ندرت پیش می اید. تاصیر تقویت کننده ها در عین حال بستگی دارد به اینکه کودک در مورد ان تقویت کننده ها چه نگرشی دارد و انها را چگونه تعبیر و تفسیر می کند.
والدین معمولا به طور عمدی رفتار کودک خود را تقویت می کنند. یک مورد معمول تقویت غیر عمدی این است که به کودکان به هنگامی که رفتاری نادرست از انان سر می زند بی توجه باشند. با این بی توجهی پاداشی که کودک شما می توانست به احتمال زیاد از ان برخوردار شود، از او دریغ می شود. به طور حتم کودکان در کانون توجه والدین نشو و نما می کنند و محروم ساختن انها حتی برای زمانی کوتاه می تواند اثر فوری بر جای گذارد. شیوه نادیده انگاری به ویژه وقتی موثر است که کودک شما قصد داشته باشد شما را تحریک کرده یا به کلی غافلگیر کند.
اگر ماهرانه بکوشید به سر و صدا یا حرف های زیادی و بی سابقه او ترتیب اثر ندهید حتما جلو حرکت او را می گیرید. وقتی که از عمل خود برگشت حتما از وی به پاس این تغییر رفتار تعریف کنید.
وقتی به کودک خود بی محلی می کنید، ثابت رای باشید. اگر دانه ا شکلات خواست و احساس کردید در این وقت نباید بخورد تنها یک بار به او بگویید حالا وقت شیرینی نیست و بعد چشم از او بردارید، به طوری که اصلا نگاهتان به نگاه او برخورد نکند و بر خلاف تقاضای او ساکت بمانید. منظور از این عمل ان است که حتی حاضر نیستید به هیچ وجه به او رو نشان دهید.
اگر به رویش لبخند بزنید به طور ضمنی به این معنی است که علنا وادارش خواهید کرد تا پافشاری کند و این پافشاری مطمئنا حاکی از آن است که دل شما را به دست خواهد اورد.
کودک شما ممکن است اکنون همه تلاش خود را برای جلب توجه شما به کار گیرد؛ از جمله در اتاق بدود، روی تخت بیفتد، یا روی فرش غلت بزند. برخی از کودکان وقتی مورد بی توجهی قرار می گیرند، سرسختانه در پی آن اند تا با پدر یا مادر خود تماس جسمانی پیدا کنند. کودک شما ممکن است از سر و شانه تاب بالا رود، به لباستان بیاویزد، یا به پایتان بپیچد. اینجاست که شاید دلتان نرم شود، به ویژه وقتی که او را با چهره ای ناراحت ببینید؛ اما اعمال او را به کل نادیده بگیرند. وقتی از حقه بازی دست برداشت، ان وقت به او توجه نشان دهید. اگر به فعالیتی مورد قبول مشغول شد و از درخواست خود برای شکلات دست برداشت، او را تشویق کنید.
والدینی که تسلیم گریه ها یا خواست های غیر منطقی کودک شوند، نه تنها رفتار خلاف کودک را از بین نخواهد برد بلکه همان رفتاری که فصد از میان بردنشان را داشتند تقویت می کنند.
بنابراین ما می توانیم به جای تنبیه از تقویت کننده های مثبت و منفی استفاده کنیم و کودکمان را به رفتار درست وادار نماییم. هر چند این روش در اغاز وقت گیر به نظر می رسد، زمانیکه شما چندین بار در مقابل رفتار ناخوشایند انها مقاومت کنید انان یاد خواهند گرفت رفتارهاهیی را که شما به انها بی توجه اید به سرعت ترک کنند. حتی نتیجه ازمایش های گونناگون نیز نشان داده اند که از راه تنبیه همیشه گرایش به پاسخ دادن کاهش نمی یابد. از ازمایش های ثوراندایک روان شناس معروف و یکی از بنیان گذاران روان شناسی تجربی، یادگیری، تربیتی و هوشی، در مورد انسان چنین نتیجه گرفته اند که پاداش، رفتار قبلی را تقویت می کند(اگر رفتار مثبت بوده باشد) اما تنبیه ان را تضعیف نمی کند (اگر رفتار منفی باشد) از طریق پاداش ممکن است رفتار به صورت ثابت و پایدار باقی بماند اما خلاف ان همواره صدق نمی کند؛ یعنی به وسیله تنبیه نمی توان موجود را وادار به ترک رفتار کرد.
تقویت در ایجاد رفتار مطلوب موثر است، اما تنبیه سرانجام ممکن است که هم برای تنبیه شونده و هم برای تنبیه کننده عواقب شوم و زیان اور به بار اورد. نتایج تنبیه قابل پیش بینی و اعتبار نیستند. (زمانی که کودک کار مثبت انجام نمی دهد و والدین کاملا بی توجه می شوند) رفتار از راه تقویت نشدن محرک از بین می رود. اما نمبیه به جز موارد خاص وسیله ای مناسب برای ترک عادت نیست.
البته بعضی از روان شناسان با تشویق و تقویت تنبیه را نیز در مواردی محدود جایز می دانند. اینها عقیده دارند که ادمی به علت تمایل غرایزش در هر سن و سال از ارتکاب گناه نمی تواند مبرا باشد و کودکان که باید چون نهالی تازه برای زندگی اینده تربیت شوند احتیاج به دقت فراوان دارند. این دقت نه تنها به راهنمایی های لازم و کمک های فکری و عملی مفید اطلاق می شود بلکه جلوگیری از انجام اعمال زشت و خلاف نیز باید در سرلوحه برنامه های تربیتی انان قرار گیرد و برای این منظور راهنمایی ها و مراقبت های لازم از اصول اولیه تربیت کودکان به شمار می رود و پس از ان توبیخ و سرزنش و احیانا تنبیه نیز برای انان لازم ایت و به خصوص باید در نظر گرفت که مربی برای هدایت کامل فرزندانش به راه های حقیقی زندگی، باید همیشه چهره ای راضی و متبسم و مهربان نسبت به آنان داشته باشد، ولی چماق نیز در دست و بالای سرش به نظر کودک برسد.
یعنی در حقیقت برای تربیت صحیح فرزند و واداشتن او به راه زندگی، علاوه بر کلیه روابط اولیه پدر و مادر و فرزند و خانواده و تشویق و هدایت و راهنمایی های لازم، چماق تنبیه همیشه باید در دست مربی بوده باشد؛ ولی هیچ وقت ان را پایین نیاور. چه در حقیقت با پایین اوردن ان، نه تنها قبح عمل از بین می رود و کودک دیگر از ان ترسی نخواهد داشت، بلکه شخصیت کودک نیز خدشه دار خواهد شد، و پس از ان ارتکاب گناه جدید و احیانا تنبیه و کنک خوردن مجدد ابا و ترس نخواهد داشت.
در هر حال تنبیه لازم است درست به میزان گناه اعمال شود و کمتر یا زیادتر ان از هر نوع و به هر شکل باشد نه تنها زیان دارد بلکه کودک را به تدریج انتقامجو و ازار رسان یا مهمل و سهل انگار بار می اورد. اندازه تنبیه قدری است که کودک را وادار به موافقت کند. در موقعیت های طبیعی، کودکان وقتی با تنبیه شدید روبرو می شوند بیشتر احتمال دارد که اطاعت کنند، ولی تنبیه شدید در عین حال رفتار مطلوب دیگر را سرکوب می کند و نیز تنبیه بسیار شدید کودک را می ترساند و خشم انان را بر می انگیزد؛ از این رو، کودکان کم تر احتمال دارد که قاعده ای را که به انان تحمیل شده بپذیرند و درونی کنند. اما عدم تنبیه و اغماض کای گناهان کودک او را مهم و لاابالی بار می اورد و به او می فهماند که در زندگی اصولا تنبیهی در کار نیست و بهتر است بر خر مراد سوار شود و تا انجا که می تواند بنازد؛  و این خود یک نوع خودخواهی و بی بند و باری بی معنی است که بعدها به زیان زندگی شخصی او و اجتماع تمام می شود. البته منظور از تنبیه، تنبیه بدنی نیست، بلکه سایر روش های تنبیهی مانند: محروم کردن از چیزی، قهر، عدم توجه و مانند اینها مورد نظر است؛ زیرا تنبیه بدنی هیچ وقت نتیجه مثبت نداشته و برعکس عوارض جانبی شدید نیز بر جای گذاشته ایت. حضرت امام علی ع می فرمایند: پندپذیری انسان عاقل به وسیله ادب و تربیت است، این چهارچایان و حیوانات اند که با زدن تربیت می شوند.

منابع :سعید ساحلی/مجله پیوند-اذر 94

آدرس کوتاه

نظرات ( 0 نظر)
ثبت نظر
Captcha

اگر کد خوانا نیست یک بار روی آن کلیک کنید.