0
1497
1395/01/18

خانم خونه باید با شغل شوهرش بسازه!!!

هر کس شغلی و هر شغل لوازمی دارد:یکی راننده است که اکثرعمرش را در راهها بسر می برد و نمی تواند مانند افراد دیگر هر شب به منزل بیاید، یکی پاسبان است که بعضی شبها یا همه شب باید پاسداری کند،یکی طبیب است کمتر وقت فراغت دارد با خانواده اش بنشیند یا به تفریح برود،یکی استاد یا دانشمند اهل مطالعه است که ناچار است شبها مطالعه کند،یک شغلش ایجاب میکند زیاد در سفر باشد،یکی نفت فروش است بوی نفت میدهد،یکی مکانیک است لباسهایش چرب و بوی روغن میدهد،یکی ذغال فروش و همیشه سیاه است،یکی کارگر شبانه است شبها باید به کارخانه برود.ووو...


بالاخره کمتر شغلی پیدا میشود که کاملا بی دردسر باشد.چاره ای نیست باید امور دنیا بچرخد، نان پیدا کردن آسان نیست،مرد چاره ای نداردجز اینکه با مشکلات بسازد،لیکن در اینجا مشکل دیگری تولید میشود،وآن مشکل ناسازگاری و نق نق خانواده است.

زنها معمولا شوهری را دوست دارند که همیشه در وطن باشد،اول شب به منزل بیاید.اوقات فراغتی داشته باشد که به شب نشینی و گردش وتفریح بروند،شغل نظیف و آبرومند و پر درآمدی داشته باشد،لیکن متاسفانه شغل بسیاری از مردها با خواسته همسرانشان وفق نمی دهد.

یک سری اشکالات خانوادگی از همین جا شروع میشود،راننده ایکه چند شبانه روز در بیابانها زحمت کشیده،با صدها ناراحتی مواجه شده نه خواب حسابی داشته نه خوراک منظم بعد از چند شبانه روزبا اعصاب خسته وارد منزل میشود تا چند ساعت استراحت کند و ازاحوال خانواده اش با اطلاع شود،هنوز از در نرسیده غر و لند خانم شروع میشود:این چه زندگی است که ما داریم،من بدبخت را با چند تا بچه میگذاری و معلوم نیست کجا میروی؟همه کارها را خودم باید انجام دهم.ازدست این بچه های شیطان خسته شدم.اصلا رانندگی کار خوبی نیست،یاشغلت را تغییر بده یا تکلیف مرا روشن کن،من نمی توانم تا آخر عمر به این طور زندگی کنم.

بیچاره مردیکه بعد از این ایراد و بهانه ها و غر و نق ها با فکرپریشان و اعصاب خسته می خواهد دنبال رانندگی برود.سرنوشت چنین راننده ای و مسافرانش معلوم است.

طبیبی که از صبح تا نیمه های شب با دهها بیمار مختلف سر و کارداشته و اعصاب و مغزش پیوسته در کار بوده اگر در خانه هم با ایراد و نق و نق های همسرش مواجه شود چه حالی پیدا میکند؟و با چنین اعصاب ومغزی چگونه می تواند طبابت کند؟

کارگری که تمام شب زحمت کشیده و خواب به چشمش نرفته صبح که برای استراحت به منزل میآید اگر با ایراد و بهانه جوییهای همسرش برخورد کند چگونه می تواند باز دنبال کار برود؟

دانشمندیکه کارش مطالعه و تحقیق است اگر همسر غیر موافقی داشته باشد که به کارش ایراد بگیرد چگونه می تواند موفق گردد؟

در اینگونه موارد است که زن فهمیده و دانا از زن نفهم و خودخواه تمیز داده میشود. خانم محترم،ما نمی توانیم اوضاع جهان را بر طبق میل خودمان بچرخانیم لیکن می توانیم خودمان را با وضع موجود وفق دهیم.شوهرتان برای تهیه روزی ناچار است شغلی داشته باشد و شغل او هم لوازمی دارد،شما می توانید زندگی خودتان را بر طبق شغل او مرتب سازید به طوریکه هم آزادانه به شغل خویش ادامه دهد هم شما آسوده زندگی کنید،تنها به فکر خودت و آسایش خودت نباش قدری هم به فکر راحتی شوهرت باش،دانا و فداکار باش،شوهرداری کن،اگر شوهرت راننده است و بعد از چندشب با اعصاب خسته به منزل آمد با آغوش باز و لب خندان از وی استقبال کن،اظهار مهر و علاقه کن تا خستگیهایش برطرف گردد،نق نق نکن،ازشغلش ایراد مگیر.مگر رانندگی چه عیبی دارد؟

او برای رفاه و آسایش شما شب و روزش را در بیابانها میگذارند،به جای قدردانی به شغلش ایراد میگیری؟و از خانه و زندگی گریزانش میکنی؟شغل او هیچ عیبی ندارد.برای اجتماع خدمت میکند،برای تهیه روزی زحمت میکشد،اگر تنبلی میکرد یا دنبال کارهای غیر مشروع می رفت بهتر بود؟کار او عیب ندارد،عیب از تو است که توقع داری هرشب در خانه باشد و نمی توانی خودت را با وضع موجود سازش دهی.

آیا بهتر نیست که خودت را با این نوع زندگی عادت دهی و با کمال آسودگی زندگی کنی و هنگامیکه شوهرت به خانه آمد از او استقبال کنی وبا سخنان شیرین به کسب و کار تشویقش کنی و با لب خندان تا درب خانه بدرقه اش نمایی و با یک خداحافظی گرم تا ملاقات بعد دلشادش سازی؟

اگر چنین کردی به کسب و کار و خانه و زندگی علاقه مند میگردد.

دنبال خوشگذرانی نمی رود.اعصابش سالم می ماند،تصادف نمیکند، زودتر به خانه می آید، برای رفاه و آسایش شما بیشتر زحمت می کشد.

اگر شوهرت یک کارگر شبانه است برای تامین مخارج شما ازاستراحت شب چشم پوشی نموده است،خودت را با اینگونه زندگی عادت بده،اظهار نارضایتی نکن.

اگر از تنهایی حوصله ات سر می رود می توانی مقداری از کارهای خانه را در شب انجام دهی. مقداری از شب را به خیاطی و گلدوزی وخواندن کتاب بگذرانی،وقتی شوهرت از کارخانه به منزل آمد فوراصبحانه را حاضر کن،اتاقی برایش خلوت کن تا بخوابد و رفع خستگی کند، بچه ها را عادت بده سر و صدا نکنند،و نزدیک استراحتگاه شوهرت نروند.به آنها بفهمان که پدرتان شب نخوابیده و باید روز استراحت کند.

بلکه خودت و بچه ها هم می توانید شبها کمتر بخوابید و روز با شوهرت قدری استراحت نمایید،مزاحم او نشو بگذار خوب بخوابد،بدین نکته توجه داشته باش که شوهرت تمام شب را بیدار بوده و روز برایش به منزله شب است باید بدون سر و صدا استراحت کند.

یک چنین خانمی باید دو برنامه داشته باشد یکی برای خودش دیگری برای شوهرش.مبادا با نق نق و اوقات تلخی روح خسته اش راخسته تر کنی.بگذار اعصابش سالم باشد تا برای تامین مخارج شمازحمت بکشد.به کارش ایراد نگیر،کار او چه عیبی دارد؟اگر بیکاری وتنبلی میکرد یا دنبال ولگردی می رفت بهتر بود؟افتخار کن که چنین شوهرزحمت کشی داری که برای تهیه روزی خواب شب را بر خودش حرام نموده،از جدیت و استقامت او قدردانی کن،با لب خندان تا درب منزل بدرقه اش کن.

اگر شوهرت یک طبیب یا یک دانشمند اهل مطالعه است،و شب وروز برای اجتماع زحمت می کشد از زحماتش قدردانی کن،به وجودچنین شوهر ارزنده ای افتخار کن.

البته لازمه شغلش اینست که اوقات فراغت زیادی ندارد لیکن تومی توانی برنامه زندگی خودت را با شغل او تطبیق دهی.انتظار نداشته باش دست از شغلش بردارد تا مطابق میل تو در آید.بگذار با فکر آزاد به کار و مطالعات خودش مشغول باشد.وقتی مشغول کار است می توانی کارهای خانه را انجام دهی،و بقیه را بخواندن کتاب بپردازی یا با اجازه او،به منزل خویشان و دوستانت بروی.اما سعی کن هنگامیکه موقع استراحت شوهرت فرا می رسد در منزل حاضر باشی.قبلا برایش وسیله پذیرایی آماده کن.وقتی وارد شد با لب خندان و خلق خوش استقبالش کن.با اظهار محبت گرم و شیرین زبانی خستگی اعصابش را برطرف ساز. مبادا از کارش ایراد بگیری و اعصاب خسته اش را خسته تر کنی.

اگر خوب شوهرداری کنی نه تنها اسباب عظمت و ترقی او رافراهم ساخته ای بلکه در خدمت اجتماعی او نیز سهیم خواهی شد.

هر زنی لیاقت همسری چنین مردان پر کاری را ندارد با فداکاریهاو رفتار پسندیده ات یاقت خویش را باثبات رسان.

اگر شوهرت شغلی دارد که لباسهایش کثیف و چرکین می شود لابدآنرا مناسب وضع خودش تشخیص داده که انتخاب نموده است،خرده گیری و ایراد و نق نق نکن.نگو:این چه شغل کثیفی است انتخاب کرده ای باید آنرا ترک کنی.

خانم محترم،کار کردن عیب نیست هر چه و هر که باشد،بیکاری و تنبلی و دنبال کارهای غیر مشروع رفتن عیب است،باید از یک چنین مردی قدردانی کنی که برای تهیه روزی زحمت می کشد و عرق می ریزد،باایراد و بدگویی،اسباب دلسردی او را فراهم نساز،اصرار نکن حتماشغلش را تغییر دهد،لابد آنرا مناسب شناخته که دنبالش می رود.

تو از وضع کسب و کار بی اطلاعی،خیال میکنی تغییر شغل کارآسانی است،اصولا چه عیبی دارد که اصرار داری تغییرش بدهد،مگر نفت فروشی و ذغال فروشی و تعمیر موتور آلات مثلا چه بدی دارند؟تنها عیبی که می توانی بتراشی کثیف شدن لباس است.حل آن هم چندان دشوارنیست،اگر شوهرت لباس مخصوص کار ندارد با زبان خوش از او تقاضاکن لباس کار تهیه کند،و زود بزود لباسهایش را شست و شو و تمیز کن،به هر حال موضوع آن قدر مهم نیست که به طلاق و جدایی منجر شود،ایراد و بهانه جویی بعض خانمها واقعا تعجب آور است.

زنی در شورای داوری گفت:«شوهرم تغییر شغل داده بوی نفت میدهد از این وضع خسته شده ام (6) ».

(6)اطلاعات 13 مرداد 1349

منابع :ایین همسر داری/ایت الله ابراهیم امینی

آدرس کوتاه

نظرات ( 0 نظر)
ثبت نظر
Captcha

اگر کد خوانا نیست یک بار روی آن کلیک کنید.